تبلیغات
سنگ صبور جنوب - هرگز ویرانی ام را آرزو نكن

سنگ صبور جنوب

چه عجب یاد آشنا کردی ** ره بسوی د یار ما کردی ** آمدی پر فسون وافسونگر **آه با قلب ما چه ها كردی

امشب که برایت مینویسم نمی دانم چگونه اثباتی باشم بر خود  ایا گناهکارم یا بی گناه ..میدانم تا اخرین لحظه پیش می ایم گاهی اوقات در زندگی چیزی برایت ارزشی پیدا نمیکند جز ان هدف که دوستش داری .گاهی دوست دارم تورا در گوشه ای از قلب خود زندانی کنم تا پرواز نکنی. ترس از پروازت خواب را از چشمانم ربوده .تو نمی دانی با هر جزر ومد تو قلبم را چگونه دگرگون میکنی و رویاهای مرا به تلا طم می اندازی گویی تکه ای از قلبم میشکند .خیلی دوست داشتم در جای تو قرار میگرفتم  تا تو مجنون باشی من لیلی.......نه ...نه ....در هر کار خداوند حکمتی است
کاش میدانستی هوای نفس مرا اسیر خود نکرده است .فریادت میزنم راهی برای بازگشت ندارم. من دیگر به پایان نمی اند یشم دوست داشتنی زیباست که پایانی برای ان نباشد. دوست دارم دستت را در دستم بگیرم وتورا در اغوش نوازش کنم و از قلبم برایت بگویم وبگویم مرا تنها مگذار وتو اشک بریزی .تو هر چه هستی من اینچنین دیوانه توام  چندیست تنها یاد تو مرا ارام میکند .هنگامی که چشمانم را بر هم می نهم ارزوی تورا در دل دارم کاش من هم در ارزوهایت جایی داشتم  نگذار تنها در خیال با تو باشم  نظاره گر نباش .....ویران میشوم


نوشته شده در دوشنبه 4 آبان 1388 ساعت 03:00 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak