تبلیغات
سنگ صبور جنوب - گفتگوی سنگ صبور با آدما

سنگ صبور جنوب

چه عجب یاد آشنا کردی ** ره بسوی د یار ما کردی ** آمدی پر فسون وافسونگر **آه با قلب ما چه ها كردی

 

چه سكوتی مرا فرا گرفته.................

اما من از سكوت وحشت دارم،باید فریاد بزنم

-نه نه اشتباه نكن ،سنگ صبوركه حرف نمیزنه،فریاد نمیزنه

-قشنگی سنگ به اینه كه ساكت وصبوره......

-هیچ وقت حرف نمیزنه

-مبادا سكوتت رو بشكنی

آخه دردی دارم توی قلبم ،كه فقط دوایش شكستن سكوته

باید حرف بزنم.....خواهش میكنم.....

- نه سنگ صبور،مبادا حرفی بزنی

-آخه تو متوجه نیستی،تو نمیدونی

- سنگ كه دل نداره كه درد داشته باشه...........سنگ كه احساس نداره

شماها چقدر به من بد میكنید

لااقل اجازه بدید در خود شكسته شوم،حل شوم وبا خاك یكی شوم

- نه سنگ صبور  نمیشه

-اگر تو شكسته بشی واز بین بری

-ما آدما با كی درد دل كنیم؟؟دردامونو به كی بگیم؟؟

-آخه ما آدما به كسی جز تو اعتماد نداریم

پس بهتون التماس میكنم اجازه دهید گریه كنم،اشك بریزم

-نه ...مگه سنگ چشم داره مگه احساس داره كه اشك بریزه........

لااقل پیام دارم واسه جایی ،كسی اونو واسم برسونید......خواهش میكنم

-باشه سنگ صبور پیامت رابگو

پیامم را به قطرهای زلال شبنم های پاییزی برسونید

آدرس منو به او بدیدوبهش بگید

سنگ صبورگفت:تن خسته من در آتشی میسوزد كه كه دوایش فقط قطرات

زلال وخنك تن توست

بیا وبر من بنشین..........بیا به فریاد سنگ صبور برس كه تشنه ماندن وبودن است........

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 26 آبان 1388 ساعت 12:44 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak