تبلیغات
سنگ صبور جنوب - مرگ من

سنگ صبور جنوب

چه عجب یاد آشنا کردی ** ره بسوی د یار ما کردی ** آمدی پر فسون وافسونگر **آه با قلب ما چه ها كردی

الان چند وقتی است كه خیلی دوست دارم این شعر رو بزارم موضوع روزم.......اما میدونستم ناراحت میشی........

منو ببخش .....وبا اجازه  شما،این شعرو دوست دارم فقط همین

مرگ من روزی فراخواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور.در زمستانی غبار الود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فراخواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها.روز پوچی همچو روزان دگر.سایه ی امروز و دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تر.گونه هایم همچو مرمرهای سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد برد

خاک میخواند مرا.مردم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند

آه....

شاید عاشقانم نیمه شب گل بروی گور غمناکم نهند

چشم تو در انتظار نامه ای خیره میماند

بی تو و دور از ضربه های قلب تو قلب من میپرسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند بر راه

فارغ از افسانه های نام و ننگ....


نوشته شده در سه شنبه 19 آبان 1388 ساعت 03:14 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak