تبلیغات
سنگ صبور جنوب - یادت هست

سنگ صبور جنوب

چه عجب یاد آشنا کردی ** ره بسوی د یار ما کردی ** آمدی پر فسون وافسونگر **آه با قلب ما چه ها كردی

 

یادت اگر باشد

 وقتی تو راهی سفر بودی ،

 یک لحظه ...

وای تنها یک لحظه...

سر روی شانه های هم آوردیم .

 با هم گریستیم ؛

تنها نگاه بود و تبسم میان ما .

 ما پاک زیستیم.

 

 

تمام روزهایی را که تا کنون به دنیا آمده اند در فانوسی جمع می کنم و در شبهای سرد و مه آلود به دنبال تو می گردم . وقتی آسمان خوابیده است و دریاها سکوت کرده اند ، نفسهای تو را به نسیم می دهم تا به ابرها برساند و فردا چقدر باران خوشبو خواهد بود ..... 


نوشته شده در سه شنبه 19 آبان 1388 ساعت 02:44 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak